ترس، انسان

خرید بک لینک
خانه دلتنگ غروبی خفه بودمثل امروز که تنگ است دلمپدرم گفت چراغو شب از شب پر شدمن به خود گفتم: یک روز گذشتمادرم آه کشیدزود برخواهد گشتابری آهسته به چشمم لغزیدو سپس خوابم بردکه گمان داشت که هست این همه درد؟در کمین دل آن کودک خردآری آن روز چو میرفت کسیداشتم آمدنش را باورمن نمیدانستممعنی هرگز راتو چرا بازنگشتی دیگر؟آه ای واژه ی شومخو نکرده ست دلم با تو هنوزمن، پس از، اینهمه سالچشم دارم در راهکه بیایند عزیزانمآه......ه.الف. سایه اسفند 1306-مرداد1401 + نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم مرداد ۱۴۰۱ ساعت 2:40 PM توسط "فاطيما"  |  ترس، انسان...ادامه مطلب

ما را در سایت ترس، انسان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 58 تاريخ: پنجشنبه 6 بهمن 1401 ساعت: 16:15

ترس، انسان...ادامه مطلب

ما را در سایت ترس، انسان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 67 تاريخ: جمعه 3 تير 1401 ساعت: 0:19

نسبت عشق به من نسبت جان است به تنتو بگو من به تو مشتاق ترم یا تو به من؟زنده ام بی تو همین قدر که دارم نفسیاز جدایی نتوان گفت به جز آه سخنبعد از این در دل من، شوق رهایی هم نیستاین هم از عاقبت از قفس آزاد شدنوای بر من که در این بازی بی سود و زیانپیش پیمان شکنی چون تو شدم عهد شکنباز با گریه به آغوش تو بر می گردمچون غریبی که خودش را برساند به وطنتو اگر یوسف خود را نشناسی عجب استای که بینا شده چشم تو ز یک پیراهن#فاضل_نظری#تاسیان ترس، انسان...ادامه مطلب

ما را در سایت ترس، انسان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 71 تاريخ: جمعه 3 تير 1401 ساعت: 0:19

آدم اینگونه است، آقای عزیز
دو چهره دارد، دو شخصیتی است:
تا به خودش علاقهمند نباشد، نمیتواند کسی را دوست بدارد.

#آلبر_کامو
#سقوط

ترس، انسان...

ما را در سایت ترس، انسان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 93 تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 0:07

سرشارم از حرف های نگفته

و فریادی که نزدم

در آخرین

-دیدار-

#کوروش_آسمانی

#دلمشغولی های مسافر راه مانده

#تاسیان

ترس، انسان...

ما را در سایت ترس، انسان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 112 تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 0:07

صفحه بندی